السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
21
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، به عنوان نعمت و فضيلت خلق شده بود ، و اين خود انسان است كه آن را از فضيلت بودن خارج مىكند و به صورت رذيله اش در مىآورد ، از نعمت بودن خارجش ساخته به صورت نقمت در مىآورد ، و مذمتى هم كه شده از حرص منحرف شده است نه حرص خدادادى ، و يا به عبارت ديگر از حرص بشرى شده است ، نه حرصى كه خدا در بشر قرار داده . و استثناى مؤمنين هم نه از اين جهت است كه اين صفت در آنان وجود ندارد « 1 » ، بلكه استثناى آنان از اين جهت است كه مؤمنين حرص خود را به همان صورت كمال و فضيلت اصلى باقيش گذاشتند ، و به صورت رذيله و نقمت مبدل نكردند . مفسرى « 2 » ديگر براى توجيه اين استثناء گفته است : استثناى منقطع و بدون مستثنى منه است . و خواننده گرامى خودش از نادرستى اين توجيه آگاه است . * ( « إِلَّا الْمُصَلِّينَ » ) * اين استثناء از انسان هلوع است ، و اگر از ميان همه امتيازات مؤمنينى كه در آيات بعد ذكر مىشود نماز را اختصاص به ذكر داد ، براى اين بود كه شرافت نماز را رسانيده ، و بفهماند نماز بهترين اعمال است . علاوه بر اين ، نماز اثر روشنى در دفع رذيله هلع مذموم دارد ، چون در آيه « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ » « 3 » نماز را بازدارنده از هر فحشاء و منكر دانسته . * ( « الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ » ) * اينكه كلمه « صلاة » را به ضمير « هم » اضافه كرده دلالت دارد بر اينكه بر خواندن نمازشان مداومت داشتهاند ، نه اينكه دائما در نماز بودهاند ، و ستودن آنان به مداومت در نماز اشاره است به اينكه اثر هر عملى با مداومت در آن كامل مىشود . * ( « وَالَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ » ) * بعضى « 4 » از مفسرين حق معلوم را به زكات واجب تفسير كردهاند . و در حديثى از امام
--> ( 1 ) چون مىبينيم حرص مؤمنين اگر از ديگران بيشتر نباشد كمتر نيست ، اما حرصشان را در عبادت و خدمت به خلق و تحصيل علم مصرف مىكنند ، و سير هم نمىشوند ، هم چنان كه مرحوم حاج ميرزا حسن جلوه اين بيت را در باره حرصش نسبت به علم سروده است . تاركم من مال دنيا را و ليكن بهر دانش گوئيا عباس دوسم يا از او دختر گرفتم ( مترجم ) ( 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 62 . ( 3 ) سوره عنكبوت ، آيه 45 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 356 .